تبليغاتX
بسيج لشكرمخلص خداست.معماركبيرانقلاب حضرت امام خميني رحمه الله عليه (حامیان مردمی احمدي نژاد( یاران عدالت دست نوشته های یک بسیجی دوران دفاع مقدس

حج ناتمام

 

حاجيان آمدند با تعظيم
شاكر از رحمت خداي كريم

جسته از محنت و بلاي حجاز
رسته از دوزخ و عذاب اليم

آمده سوي مكه از عرفات
زده لبيك عمره از تنعيم


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط سیدعلی | 3:28 | دوشنبه دهم دی 1386 •

کبرزدایی

عید قربان، ذبح نفس

یکی از آموزش‎های «حج»، فروتنى و خاكسارى و «كبرزدایى» است.

این درس، از همان آغاز پوشیدن لباس احرام و تلبیه آغاز مى‏شود، در طواف و سعى و هروله ادامه مى‏یابد و پا به پاى همه، در عرفات حضور یافتن و در مشعر خفتن و در «منا» رمى جمرات كردن و حلق و وقوف و ... خود را بهتر و بیشتر آشكار مى‏سازد.

اگر لباس‎هاى عادى، نشان تشخّص است، اینجا دو جامه احرام، آن را از تو مى‏گیرد.

اگر «خودمحورى»، نشانه تكبّر و خود بزرگ‎بینى است، اینجا خود را در «جمع» فانى ساختن و قطره‏وار به دریا پیوستن و «خود» را ندیدن و مطرح نكردن در كار است، و گوش به فرمان خدا و مطیعِ امر و برنامه بودن و خاكى زیستن و بر خاك خفتن!

اگر همیشه، خود را مى‏دیده‏اى، با همه منصب‏ها و عنوان‎ها و اعتبارها، اینك زنى چون «هاجر» و جوانى چون «اسماعیل» را مى‏بینى و بر گِرد خانه‏اى از سنگ، مى‏چرخى و «بیت خدا» را محور حركت خویش مى‏سازى.

سعى در صفا و مروه، گامى دیگر در این راه است،

و ... «هروله»، تكاندن خود از غرورها و كبرهاست.

وقتى به فرمان حق، از خانه و هتل و استراحتگاه دست مى‏كشى و آواره و مقیم كوه و دشت و بیابان مى‏شوى و در دریاى خلایق، «گم» مى‏شوى، آنگاه است كه خود را پیدا مى‏كنى و هویّت بندگى خویش را در این «خودفراموشى» و «خداجویى» مى‏یابى.

اصلاً تو كیستى كه به حساب آیى؟!

تو چه داشته و دارى، كه سبب غرورت شود؟

چه امتیاز پایدار و ماندگارى دارى كه عامل تكبّرت گردد؟

در این وقوف‎ها، حالتى اضطرارى و موقعیّتى موّقتى و شرایطى كم امكانات براى تو پیش مى‏آید.

اینجاست كه از «روزمرّه‏گى» به درمى‏آیى و از پوسته و قشر زندگى، به عمق مفهوم حیات پى مى‏برى.

اینجا هم كبر و خود بزرگ‏بینى؟

باز هم خود را برتر دیدن و انتظار سلام و احترام گذاشتن؟

باز هم «خود» را دیدن؟

مگر بنا نبود كه آیین بت‎شكنى از ابراهیم بیاموزى و همچون او، شیطان وسوسه‏گر را «رمى» و طرد كنى؟

شیطانِ تو همان «نفس» است.

بتِ تو، همان «خود» است.

آیا توانسته‏اى نفسانیّات را در «مذبح ایمان» ذبح كنى و «خود» را در قربانگاه منا، زیر پا بنهى و تیغ بر حلقِ «نفس امّاره» بگذارى؟

اگر نه، پس چه عیدى و چه وقوفى؟!

آرى ... درس حج، خاكسارى و «كبرزدایى» است.

 منبع:مجله میقات حج، ش 5 ، جواد محدثی .

!! نوشته شده توسط سیدعلی | 2:35 | پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 •